به وبسایت پرتال جامع افق خوش آمدید

تبلیغات

مطالب این تارنما با استفاده از اسکریپت هوشمند خبرخوان افق گردآوری شده است . درصورت مشاهده محتوای نامربوط لینک مطلب را گزارش دهید .

تبلیغات






فتنه ی ناپیدا

ماییم و سرکویی، پر فتنهٔ ناپیدا

آسوده درو والا، آهسته درو شیدا

 

در وی سر سرجویان گردان شده از گردن

در وی دل جانبازان تنها شده از تنها

 

بر لالهٔ بستانش مجنون شده صد لیلی

بر ماه شبستانش وامق شده صد عذرا

 

خوانیست درین خانه، گسترده به خون دل

لوزینهٔ او وحشت، پالودهٔ او سودا

 

با نقد خریدارش آینده خه از رفته

با نسیهٔ بازارش امروز پس از فردا

 

گر کوی مغانست این؟ چندین چه فغانست این؟

زین چند و چرا بگذر، تا فرد شوی یکتا

 

رسوایی فرق خود در فوطهٔ زرق خود

کم‌پوش، که خواهد شد پوشیدهٔ ما رسوا

 

گر زانکه ندانستی، برخیز و طلب می‌کن

ور زانکه بدانستی، این راز مکن پیدا

 

ای اوحدی، ار دریا گردی، مکن این شورش

زیرا که پس از شورش گوهر ندهد دریا

 

اوحدی مراغه ای



منبع این نوشته
برچسب ها : ,
اشتراک گذاری مطلب

متاع درد

خلیل‌الله خلیلی مشهور به استاد خلیلی (۱۲۸۶-۱۳۶۶ ه.ش) شاعر معاصر افغان است که به زبان فارسی شعر می‌سرود. وی فرزند یکی از بزرگان منطقهٔ کوهستان در شمال کابل بود و در کودکی پدرش را از دست داد. پیش از کوتای ۷ ثور وی صاحب مناصب دولتی متعدد در دولت وقت افغانستان بود و پس از آن، ترک وطن نمود و باقی عمر را اکثراً در پاکستان به سر برد. وی در مجموع ۶۲ اثر منظوم و منثور در عرصه‌های مختلف هنر، ادب، سیاست، فلسفه و عرفان دارد که بیشترشان در داخل و خارج از افغانستان به چاپ رسیده است.

 

 

یارب به کسانی که جگر سوخته اند

یک عمر متاع درد اندوخته اند

خاکم به هوای آن جوانمردان کن

کز هر چه به جز تو دیده بردوخته اند

 


منبع این نوشته
برچسب ها : ,
اشتراک گذاری مطلب

لب میگون

به امیدی که بگشاید ز لعل یار مشکلها

خیال آن لب میگون چه خون افتاده در دلها

مخسب ای دیده چون نرگس به خوشخوابی و مخموری

که شبخیزان همه رفتند و بربستند محملها

دلا در دامن پیر مغان زن دست و همت خواه

که بی سالک نشاید کرد قطعاً قطع منزلها

سبکباران برون بردند رخت از بحر بی‌پایان

نمی‌یابند بیرون شو گرانباران به ساحلها

نظر ابن حسام از ماسوی بردند و او را بین

«مَتی ما تَلقَ مَن تَهوی دَع الدنیا وَ اهمِلها»

ز حد بگذشت مشتاقی به جام بادهٔ باقی

«اَلا یا ایُّها الساقی ادر کَاساً وَناوِلها»

 


منبع این نوشته
برچسب ها : ,
اشتراک گذاری مطلب

تفسیر بیت اول مثنوی از استاد دینانی

بشنو این نی چون حکایت می‌کند، تصحیح و اصل، نسخه اصلی در قونیه:

                       بشنو از نی چون شکایت می‌کند             از جدایی‌ها حکایت می‌کند

مولوی 18 بیت اول را از دستار خود درآورد و به حسام الدین داد قبل از اینکه او پیشنهاد کند.. که از عالم معنی باید می آمد و اینها بهانه بوده. همه مطالب 6 دفتر مثنوی مضامین آن در 18 بیت است و هر چه در بیت 18 بیت است در بیت اول است و هر چه در بیت اول موجود است در باب بشنو است آن هم اِنهُم اَنِ السمَع لَمَعزولون = کسانی که اهل معنی نیستند گوش ندارند.
یعنی اساس کار شنیدن است کسانی که اهل معنی نیستند گوش ندارند ـ آدمی فربه شود از راه گوش ـ هم گوش مهم است و هم شنیدن ـ هم سماع داریم و هم استماع (شنیدن).
استماع یعنی شنیدن با جان دل درست و با گوش‌هایمان شنیدن یسمعون است یعنی شنیدن عمومی، پس مولانا روی یستمعون تکیه دارد پس مولانا روی شنیدن تکیه دارد که روی دیدن ندارد شاید بسیاری از مردم چشم را مهم‌تر بدانند اما در واقع شنیدن مهم‌تر از دیدن است عالم شنیدن پس مهم‌تر از عالم دیدن است. آن قدر که مولانا به شنیدن اهمیت می‌دهد به دیدن اهمیت نمی‌دهد و شنیدن از دیدن مهم‌تر است عالم شنیدن بسی گسترده‌تر از عالم دیدن است دیدن تنها محسوسات است و شنیدن گوش به روی عالم معنا باز است. عالم معانی است که تنها از طریق گوش است عالم معانی را از طریق گوش می‌شنویم پس عالم معانی گسترده‌تر از عالم محسوسات است. از طریق چشم می‌بینیم و بعد با عقل خود تفسیر می‌کنیم در قرآن کریم هم سمیع همیشه قبل از بصیر است: هُوَ السَمیعُ البصیر جَعَلَ لَکُم السَمعَ و الابصار... .

 



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

یار قدیمی

این روزا همه در گیر تلگرام هستن ، دیگه این رفیق قدیمی وسنگ صبور روزای دلتنگیمون تنها شده،ولی این پیر فرسوده هنوزم دوست داشتنیه ، هنوزم میشه نشست وباهاش درد دل کرد ، از نامهربونی ها ، از فراق ها وجدایی ها ، واز عشق ودوست داشتن ها باهاش گفت.درسته که چند مدتی است که ازش جدا بودم ولی دلم باهاش بود ، نتونستم فراموشش کنم ، برگشتم تا بهش بگم همدردم ، سنگ صبورم ،چاه شبهای تنهایی ،وبلاگم هنوزم دوستت دارم.در این شلوغی موبایل و شبکه های اجتماعی ای پیر فرتوت ، کهنه سوار ،تو را دوست تر دارم. ما فراموش کنندگان را ببخش ، ما آدمیم زود فراموش میکنیم ،زود می گذریم وزود می میریم. اما تو هنوز زند ه ای ، قلبت می تپد ، می تپد برای عشاق تنهایی که گوشی برای درد دل ندارند ، وسر بر شانه های تو می گذارند. پاینده باشی یار قدیمی همدردم آئینه ی افکارم وتوهم دلدارم .........دوستت دارم.

 

قاسم احمدی



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

شمع جمع عشقم

سوز تو شبی بسازم آورد

وندر سخنی درازم آورد

زان دم که تو روی باز کردی

از هر چه به جز تو بازم آورد

گر تیغ زنند رخ نپیچیم

زین قبله که در نمازم آورد

اقبال به کعبهٔ وصالت

بی‌درد سر مجازم آورد

چون توبهٔ منزل امانی

با بدرقه و جوازم آورد

لطف تو به مکهٔ حقیقت

از بادیهٔ حجازم آورد

آن بخت که دل به خواب می‌جست

بیدار ز در فرازم آورد

این قاعدهٔ نیازمندی

در عهد تو بی‌نیازم آورد

چون دید که: شمع جمع عشقم

اندوه تو در گدازم آورد

گستاخی اوحدی برتو

در غارت و ترکتازم آورد

 

 

 

 


منبع این نوشته
برچسب ها : آورد ,
اشتراک گذاری مطلب

اندر حکایت منشور حقوق شهروندی ایران.

بسلامتی منشور حقوق شهروندی هم پس از 40 سال تهیه وتدوین شد.!

فقط نمیدانم ما دراین 40 سال از حقوق شهروندی منتشر شده محروم بوده ایم ؟

یا اینکه اینها را داشته ایم وکسی اجرا نمی کرده است؟

منشور حقوق شهروندی چیز خوبی است...ومن فکر میکنم همه ی اینها را درقوانین مختلف داشته ایم

و موجوداست، اما اجرای آن مهم است نه تدوین وجمع آوری آنها...

توجه داشته باشیم منتشر کننده این منشور در بیشتر بندهای این منشور در آخر

اشاره به قانون دارد( ماده 37-تفتیش، گردآوری، پردازش، به‌کارگیری و افشای نامه‌ها اعم از الکترونیکی و غیر الکترونیکی، اطلاعات و داده‌های شخصی و نیز سایر مراسلات پستی و ارتباطات از راه دور نظیر ارتباطات تلفنی، نمابر، بی‌سیم و ارتباطات اینترنتی خصوصی و مانند این‌ها ممنوع است مگر به موجب قانون.)که اتفاقا همین کار را دچار مشکل میکند واتفاقی می افتد که در تمام این سالها

افتاده وگرنه ما منشور وقانون داشته ایم.

وموضوع دیگری که مطرح میشود مثل تمام این سالها...بحث برداشت شخصی مجری و محاکم قضایی

از این منشور است که باز مسئله را به همان شکل ماقبل از انتشار منشور مبدل میکنند.

پس بهتر بود ابتدا این مشکلات را حل کنیم که اگر 100تا منشورهم منتشر شود بی تاثیر وبلکه مشکل

آفرین تر خواهد شد.

1- مجری هایی نظیر قوه قضائیه - نیروهای نظامی وانتظامی واطلاعاتی باید همگام همسو وهمدل با

این منشور بوده ودر تفسیر آن عمل به رای نکنند ویک تفسیر واحد وجودداشته باشد.

2- موانع وخلا هایی که در قوانین موجود می باشد ، که در بیشتر بندها در انتها موضوع موکول به

قانون شده مثل مثال بالا ، این قوانین نیز تغییر و بهبود یابد تا در مسیر اجرا دوباره به مشکلات عدیده

قبل بر نخوریم.

(ماده 48-حق هر شهروند است که آزادانه در داخل کشور رفت‌وآمد کند و از ایران خارج و یا به ایران وارد شود، مگر این‌که به‌موجب قانون این حق محدود شده باشد.)
 
3- فرهنگ سازی....مثل تمام لوازم ، تکنو لوژی ها و...که ما ایرانیها اول استفاده میکنیم ، تلفات
 
می دهیم ودچار مشکلات میشویم وبعدبفکر فرهنگ استفاده درست آن می افتیم،لازم است
 
ابتدا فرهنگ درست این منشور در جامعه رواج وبیشتر در بین مسولین نهادینه گردد.با آرزوی
 
اینکه منشورهای حقوق شهروندی به بایگانی ها نروند وکاربردی باشند.ومسولان به موارداشاره شده
 
دقت کنند وقبلا به آن فکرکرده باشند،که در غیر اینصورت هر روزباید شاهد دعواهای
 
جدیدی در این راستاباشیم.
 
قاسم احمدی
 
 


منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

متن کامل منشور حقوق شهروندی جمهوری اسلامی ایران

بسم‌الله الرحمن الرحیم
 
مقدمه
 
حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او، انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است. هیچ‌کس نمی‌تواند این حق الهی را از انسان سلب کند یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد. ملت ایران این حق را از طریق اصول قانون اساسی اعمال کرده؛ و به‌موجب اصول 113 و 121، مسئولیت اجرا و پاسداری از قانون اساسی را بر عهده رئیس‌جمهور نهاده است. رئیس‌جمهور که در پیشگاه قرآن کریم و در برابر ملت ایران بر پشتیبانی از حق، گسترش عدالت و حمایت از آزادی و کرامت انسانی افراد و حقوق ملت در قانون اساسی به خداوند سوگند یادکرده است، «منشور حقوق شهروندی» را به‌مثابه برنامه و خط‌مشی دولت برای رعایت و پیشبرد حقوق اساسی ملت ایران اعلام می‌کند.
 


منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

یلداتون خوش - شب عاشقان

شب عاشقان بی‌دل چه شبی دراز باشد

تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد

 

عجبست اگر توانم که سفر کنم ز دستت

به کجا رود کبوتر که اسیر باز باشد

 

ز محبتت نخواهم که نظر کنم به رویت

که محب صادق آنست که پاکباز باشد

 

به کرشمه عنایت نگهی به سوی ما کن

که دعای دردمندان ز سر نیاز باشد

 

سخنی که نیست طاقت که ز خویشتن بپوشم

به کدام دوست گویم که محل راز باشد

 

چه نماز باشد آن را که تو در خیال باشی

تو صنم نمی‌گذاری که مرا نماز باشد

 

نه چنین حساب کردم چو تو دوست می‌گرفتم

که ثنا و حمد گوییم و جفا و ناز باشد

 

دگرش چو بازبینی غم دل مگوی سعدی

که شب وصال کوتاه و سخن دراز باشد

 

قدمی که برگرفتی به وفا و عهد یاران

اگر از بلا بترسی قدم مجاز باشد

 

سعدی



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب
تمامی حقوق این وب سایت برای گروه آواساز محفوظ است